-
فیلمبردار-حسام الدین شفیعیان
پنجشنبه 23 دی 1400 03:05
دانلود دانلود
-
فیلمبردار-حسام الدین شفیعیان
پنجشنبه 23 دی 1400 03:04
دانلود دانلود
-
فیلمبردار-حسام الدین شفیعیان
پنجشنبه 23 دی 1400 03:04
-
فیلمبردار-حسام الدین شفیعیان
پنجشنبه 23 دی 1400 03:03
-
فیلمبردار-حسام الدین شفیعیان
پنجشنبه 23 دی 1400 03:03
-
فیلمبردار-حسام الدین شفیعیان
پنجشنبه 23 دی 1400 03:03
-
فیلمبردار-حسام الدین شفیعیان
پنجشنبه 23 دی 1400 03:01
-
فیلمبردار-حسام الدین شفیعیان
پنجشنبه 23 دی 1400 03:00
-
فیلمبردار-حسام الدین شفیعیان
پنجشنبه 23 دی 1400 03:00
-
فیلمبردار-حسام الدین شفیعیان
پنجشنبه 23 دی 1400 02:59
-
فیلمبردار-حسام الدین شفیعیان
پنجشنبه 23 دی 1400 02:59
-
فیلمبردار-حسام الدین شفیعیان
پنجشنبه 23 دی 1400 02:58
-
فیلمبردار-حسام الدین شفیعیان
پنجشنبه 23 دی 1400 02:58
-
فیلمبردار-حسام الدین شفیعیان
پنجشنبه 23 دی 1400 02:57
-
حسام الدین شفیعیان-شعر
پنجشنبه 23 دی 1400 02:55
-
قصیده ای طوفانی-چند اپیزود بهم ریخته
پنجشنبه 23 دی 1400 02:54
برای قصیده ها تنهایی برای شعر من کنج اتاقی کلماتی بارانی قصه از کاشتن بذری آغاز شد منو شبو شعرو قصیده طوفانی .. مثال عصر رنسانسی یک قصیده اساسی یک شعر تانک تانک قلم تانک اسباب بازی یک عروسک خیمه شب بازی وای چه مدل برندو عطر انگار تاریخ وسواسی شعرم را تن قصیده باز نشده تنگ کنار عطر وری وری ورساچی موتسارت گوش میکنی یا...
-
حسام الدین شفیعیان-داستان
پنجشنبه 23 دی 1400 02:52
-
شب برفی...
پنجشنبه 23 دی 1400 02:50
یک دستش ساندویچ با نان لواش و یک دستش کاغذ , برف ریزی در حال باریدن است. آدرس میپرسد. همین خیابونو برو نرسیده به اون چراغی که میبینی روشنه همونجاست. دستش را بلند میکند تا بقیه ساندویچش را بخورد که لایه سفید برف زبانش را یخ میکند. و تند تند راه میرود تا میرسد. آدرس و پلاک زنگ میزند کسی در را باز نمیکند دوباره زنگ...
-
کافه فلوت-طنز کافه پیانو
پنجشنبه 23 دی 1400 02:49
کافه فلوت /محل یورش به کافه/ اصلا به خاطر نمی یارم حالا هر چیزی که می خواد باشه رو..پشت دستام پنهان کرده باشم.یعنی استعدادشو ندارم بر عکس چیزی باشم که هستم. اصلا این کارا مال شعبده بازایی که اگه خوب بهشون نگاه کنی..می فهمی خوب یاد نگرفتن از اون قدیمیاشون. پس درد سر تون ندم برام اصلا مهم نیست می خوان بفهمین یا نفهمین...
-
وقتی کلاغ ها سفید می پوشند
پنجشنبه 23 دی 1400 02:48
امروز همگی رفتیم پارک..خیلی خوش گذشت.جاتون خالی دایی رمضون کلی تاب بازی کرد..انگاری هوای بچگیاشو کرده بود.عمه سارا هم کتلت پخته بود..مثل همیشه خوشمزه بود.عمو محمود و عمه ریحانه هم آمده بودند..پژو405خریدند 206 داشتن که یادتان است فروختنش.به هر حال راضی هستن از این یکی البته شما فکر کنم از آریاشون یادتونه که تبدیل شد به...
-
جایی که زندگی بود...
پنجشنبه 23 دی 1400 02:47
پن چره را باز میکند .نگاه میکند.سایه روی دیوار میدونی پشت این خونه یک بهشته.یک بهشت کوچیک اونجا کلی آدم زندگی میکنند.مردی از درون سایه بیرون می آید.کجا کسی زندگی میکند کو ببینم.اونجا نگاه کن .اونجا که زمین خشک و با علف های هرز هیچ چی نیست .چرا نگاه کن کلی آدم خوشحال هستند وسط اونجا نشستن دارن حرف میزنن. کجا اونجا رو...
-
حسام الدین شفیعیان-طنزنویسی
پنجشنبه 23 دی 1400 02:45
-
محله زامبی ها
پنجشنبه 23 دی 1400 02:39
قلی که با صدای بیست تا خروس از خواب بلند شد رفت تو آشپزخونه و چایی سرد با پنیر سبز خورد و رفت کفش فوتبالیاشو پوشید و زد تو خیابون که با دیدن بیژن سرجاش دهانش کج و باز و نیمرخ شد.بیژن چرا این شکلی شدی اه کامبیز جشن فالوده بودم نمیبینی موهامو شاخی زدم فقط دوتا تار مو بافتم دو لاخشو بهم چسبونده شدم شاخ زامبی های محل تازه...
-
/پنلوپه و جهانگردی/
پنجشنبه 23 دی 1400 02:16
پنلو په که میخواست جهانگردی کنه قصد کرد بره پیاده جهانو بگرده نقشه ای که برداشت مناطق رو اشتباه زده بود جای قسطنطنیه و برکینافاسو از جزیره آدمخوارا در اومد یکی با استقبال زیاد و خوشحالی اومد سمتش لبخند زد گفت عجب آدم های خوبین ببین چه استقبالی کردن و گفتن تو اهل کجی هستی گفت من از کشور اونجا اومدم اینجا گفتند ما...
-
/پشت کمپوت کنکور/
پنجشنبه 23 دی 1400 02:15
فرنگیس که خیلی دلنگیز میخواست فردا بره کنکور تو اتاق دست به هدفون داشت دقیقان کجایی رو گوش میداد که بابا پاتک زد تو اتاق . فرنگیس کتاب رو مثل فرفره انداخت بالا هدفون زیر تخت. بابا گفت داری انگلیسی بلغور میکنی تا فردا تمرین پیوسته کنکورو فتح کنی. گفت العجبا دقیقان همین بابا منتها یدستم فیزیک کوانتونومیو اون دستم لغات و...
-
خونه مادربزرگه
پنجشنبه 23 دی 1400 02:15
خونه مادربزرگه دیگه کرسی نداره خونه مادربزرگه پنت هاوس عالی داره کنار خونه اون کافی شاپ برقراره تو خونشون مودم وایرلس داره تو چت نگو بلایه عکس دندون مصنوعی داره خونه مادربزرگه حجم بالایی داره گیگاشو نگاه کنی دانلود آزاد داره عیدا میره آنتالیا مهمونی خز شده چی سفر دور دنیا داره آجیل نگو قهوه جوش داره دبل سینگل میزاره...
-
روز تعطیل چنگیز و خانمش میخوان برن تفریح...
پنجشنبه 23 دی 1400 02:14
چنگیز که تو خونه حوصلش ترکیده بود.ورداشت گفت جمعه هستو امواتم مرخصی بریم قبرستون. خانمش گفت وای چه رمانتیک بریم منم غذا پلو زرشک با یک بال مرغ درست کردم چنگیز سه بچه یه زن یه موتور یه قابلمه رو به سمت قبرستون خانمش پرتقال پوست میکند میداد دهنش همینجور بادم میزد آب پرتقال تحویل پشت سری میدادو خلاصه بعد 4 ساعت رسیدن...
-
متد نصف سبیلا شیرین جون
پنجشنبه 23 دی 1400 02:13
وای مامی اومد!!! کی همونی که منتظرش نشستیم؟؟؟ چه کسی یعنی؟؟؟ همونی که پنچه طلاست نصف پنچش تو دماغشه نصف سبیلا شیرین جون نصف سبیلا ترشی جون وای چه ابهتی داره دختر وقتی راه میره انگار داره حرف میزنه چی میگه یعنی تو چشماش کلی حرفه سلام سلوم وای مامی خارجیه واقعن ما نوبت داریم کی بهتون نوبت داده اکی اینجا ابرو برداریم...
-
/داستان عشق جک به رز /
پنجشنبه 23 دی 1400 02:12
رز که دم در خونه مجللشون ایستاده بود . همینجور یه ریز خواستگار با پورشه و لامبورگینیو بنز میومدو رد میکردو هی میگفت نه تو ر نمخامو ایرو نمخام اورو نمخام.یدفه دید یه نفر از خیابون هانس برگرد کوچه بن بسته پیچید دم در کاخ ترمز زد اومد پایین خسته دل شکسته گفت من جکم گفت ماشینت چیه. گفت پراید 92 اما بیمش تا 91 سفید یخچالی...
-
متینگ عصرانه
پنجشنبه 23 دی 1400 02:12
شاپورو پرویزو ناصرو جمشید در متینگ عصرانه خود جمع بودند که شاپور گفت راستی الان ناصر الدین شاه میخواد چکار کنه وضعیت کشور ناجوره که پرویز گفت نگران نباش من میدونم الان کشور دست ناپلئونه و دستی کشید به سبیل سفید خودشو گفت من میدونم ناپلئون بلده که چجوری کار کنه شما اصلان نگران نباشید.ناصر گفت اصلان اینجوری که من میبینم...