حسام الدین شفیعیان

وبلاگ رسمی و شخصی حسام الدین شفیعیان

حسام الدین شفیعیان

وبلاگ رسمی و شخصی حسام الدین شفیعیان

مصاحبه فانوس-مرتضی حاتمی

جایزه ادبی فانوس؛ اتفاق مبارکی است در عرصه ی ادبیات داستانی مجازی.

 

1.    لطفا خودتان را معرفی کنید.

 حسام الدین شفیعیان

     مرتضی حاتمی اول بهمن ماه سال 1355 در شهر تنبور و عرفان (صحنه)که در 55 کیلومتری شهر کرمانشاه قره در 55 کیلومتری شهر کرمانشاه قذار داده به دنیا آورده شد.از همان سال های کودکی به نوشتن و مطالعه علاقه داشت.اولین داستانش را اول دبستان نوشت و که آن را تا سال ها قبال نگه داشته بود که متاسفانه مفقود شده است. تا به حال هنوز در دنیای داستان به سر می برد و به قول بهرام صادقی ((نوشتن،سرنوشتش شده است.))در نشریات محلی و سراسری حضور فعالیت دارد والان در تحریریه ی چند ماهنامه و هفته نامه قلم می زند برای دو محاطب بزرگسال وکودک ونوجوان هر دو با هم.اولین مجموعه داستانش را در سال 81 منتشر کرد والان هم چند عنوان داستان در دو زمینه ی کودک و نوجوان و بزرگ سال زیر چاپ ودر دست چاپ دارد،که احتمالن تا پایان امسال منتشر خواهند شد ((غم کاغذ اگر بگذارد!!)). چندین عنوان مجموعه داستان آماده ی چاپ دارد که در حال مذاکره با ناشران است. بنا به  شرایط کاری و زندگی در ایلام ساکن شده و در حال اتمام رمانی نوجوان با عنوان ((راز کوچه باغ هفت توت)).

 

   به تازگی کتاب ((فرهنگ داستان نویسان کرمانشاه)) را به پایان برده که اولین اثر در این زمینه است و تلاش می کند صدسال داستان نویسی در استان کرمانشاه را تدوین و  بررسی نماید. خوش نویسی می کند و در مرحله ی ممتاز مشق می کند و داور جشن واره های ادبی و فرهنگی و برگزیده در مسابقات مختلف داستان کوتاه و مقاله و نقد در سطوح کشوری بوده است.زندگی می کند و ((زندگی اش هم با داستان حرکت می کند.))

 

2.    نقش جایزه های ادبی و رقابت های این گونه را در معرفی و علاقه مندی داستان نویسان به ادامه این رشته چگونه می بینید.؟

 

   بی شک جایزه های ادبی در تشویق و ترغیب وافزایش میزان انگیزه برای جایزه بگیران نقشی انکارناپذیر داشته است.اتفاق مبارک جایزه دادن به صاحبان آثار ادبیات داستانی از چند جنبه برکت واهمیت دارد.از نگاه اول واکنشی مالی مطلوب و معنوی برای صاحب اثر به شمار می رود. نویسندگی چون شغلی رسمی به شمار نمی رود واهل قلم امیدی به بازنشسته گی و دریافت مزایایی دراین خصوص ندارد.(البته اگر اشتباه نکنم دراین چند سال اخیر،فرصت ها وتمهیدهایی برای بیمه ی اهالی قلم توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اندیشیده شده است.) از طرفی دیگر شاید نوشتن تنها منبع درآمد نویسنده است که هر از گاهی با دریاقت حق التالیف ها با درصدهای مختلف البته نه چندان بالا و حق التحریر و دریافت جایزه ای نقدی برایش فرصتی مطلوب است، زندگی اش بچرخد. از نظر دیگر ناشرکتاب جایزه گرفته، نیز از منبع درآمد حق نشر و تعدد چاپ های بعدی سود می برد و کسب و کارش هم رونق می گیرد واز طرفی دیگر چاپ های متعدد وپر شمارکتاب برای خوانندگان و مخاطبان برکت هایی نیز به دنبال دارد. مخاطبان با آثار درشت محتوا و ارزش مند بیشتر آشنا می شوند، میزان درصد افزایش مطالعه ی جامعه بالا می رود و متعاقب آن، میزان دانایی و آگاهی و خردمندی جامعه نیز افزایش پیدا می کند و هر گاه در جامعه، این اتفاق رخ بدهد،یعنی بخشی از رسالت نویسنده تحقق یافته است. جامعه ی آگاه و خردمند، انسان هایی عمیق و دانا و توانا خواهد داشت و در ادامه اتفاق هایی مطلوب و ارزنده و مقدس رخ خواهد داد.

 

   آگاهی و دانش افزایی که مخاطب از طریق کتاب به دست می آورد موجب تقویت تعامل و ارتباط میان مولف و مخاطب و آن ها را بیشتر به هم نزدیک می کند و این که جایزه دادن به کتاب،فاصله های میان مولف و مخاطب را برمی دارد.

 

      من با کلمه ی رقابت نویسندگان و شاعران و اهالی قلم با یکدیگر خیلی موافق نیستم. زیرا هرگاه اهل قلم متعهد باشد و به رسالت خودش که همان آگاهی بخشی و اندیشه محوری و تلاش در راستای توسعه ی ادبیات نو و خلاقه باشد و ملاک هاو معیارهای انسانی و اسلامی و عرفی در نظر داشته باشد، دیگر نیازی به رقابت با هم دیگر نخواهند داشت.   

 

        برگزاری جایزه و مسابقات مختلف ادبی، صرفا انجام فرایندی است که اندیشه ی مکتوب صاحب اثر را به نگاهی متفاوت در مخاطب که خواه ممکن است داور باشد و خواه ناقد، قرار می دهد.البته تلاش و همت اهالی قلم برای پیشی گرفتن از هم دیگر در راستای تعالی اندیشه ها و توسعه ی ادبیات خلاقه نه تنها بد نیست، بلکه فضیلتی ارج مند و ارزنده است

 

    در طول تاریخ ادبیات معاصر بعد از انقلاب، جوایز متعدد دولتی و خصوصی در عرصه های مختلف داستان، شعر و مطبوعات شکل گرفته و فعالیت داشته اند و بعضی از آنهانیز چراغ عمرشان خاموش شده است. جایزه ی ((قلم زرین)) ماه نامه ی گردون که در (سال های 73 و74) برگزیدگان خود را شناخت و بعد از محکومیت و مهاجرت مدیرمسوول این ماه نامه به خاج از کشور، چراغ این جایزه برای همیشه خاموش ماند.جایزه ی شعر ماه نامه ی ((کارنامه)) که این مجله هم توقیف شده و جایزه اش اگر اشتباه نکنم یک دوره برگزار شد و الان در محاق مانده جوایز دیگری هم چون: ((یلدا))،((بنیاد گلشیری))،((صادق هدایت))،((جایزه ی منتقدان مطبوعات))،((شعر فراپویان))، ((بیست سال داستان نویسی ایران در سال 77))،((جایزه ی پکا))، ((مهرگان))، ((بیژن جلالی ))، ((کتاب فصل وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی)) ،((کتاب سال جمهوری اسلامی)) (این دو جایزه به قوت خودشان باقی اند.) جایزه ی دولتی و وزین 110 سکه ای ((جلال آل احمد)) و تازه گی ها جایزه ی ((شعر محمود کیانوش)) (از پیشکسوتان ادبیات کودک و نوجوان)توسط کتابخانه ی مرجع کانون پرورش فکری کودکان ونوحوانان (البته هنوز به مرحله ی اجرایی نرسیده) جایزه ی پروین اعتصامی؛شهید حبیب غنی پورهفت اقلیم ولیراو ازجایزه هایی اند که هر کدام به نوعی تلاش داشته اند که اعتلا و رونق و رشد و تعالی ادبیات را موجب شوند.

 

     دعا کنیم که عمر جوایز ادبی درکشور عزیزمان طولانی باشد و هر سال بر رونق و تعداد و تعدد آن افزوده شود.آمین!

 

3.    انجمن های ادبی و کارگاه ها و محافل داستان نویسی را در رشد و شکوفایی استعدادها و یادگیری اصولی و تخصصی داستان نویسی را چگونه ارزیابی می کنید؟

 

      انجمن های ادبی و محافل و کارگاه داستان نویسی هر کدام از زوایایی قابل بررسی و تحلیل اند.انجمن های ادبی به طور تخصصی انجمن های داستان، بی شک راه اندازی اماکنی برای آشنایی با اندیشه های مختلف افراد در راستای هم اندیشی اهالی قلم با یکدیگر، فرصت بدی نیست. محافل ادبی هم چنین انجمن های ادبی اگر با احترام به نظرات مخالف هم دیگر میزان قدرت نقد پذیری و پذیرش اندیشه های مخالف را دارا باشند، بسیار خوب است و اثرات مطلوبی خواهند داشت.

 

     در زمینه ی انجمن های ادبی،خودم معمولا یا از بانیان انجمن بوده ام ویا بخشی از وظایف رسمی و اساس نامه ای شان را بر عهده داشته ام و البته این سال ها به دلایل کاملا شخصی از حضور در تمامی انجمن ها و محافل ادبی (چه دولتی و چه خصوصی) دوری می کنم. به نظر من انجمن ها و کارگاه های تخصصی برای داستان نویسان و اهالی قلم که تازه وارد عرصه ی داستان نویسی شده اند، اگر فرایند محور و بر اساس نظم و برنامه ریزی اصولی و دقیق و حساب شده باشند و آموزه های لازم وکاربردی در آنها توسط افراد دارای صلاحیت و با تجربه ارائه شود ، خوب است ، منتهی با ذکر این توضیح که این شرایط برای افرادی باشد که با علاقه و پشت کار و جدیت ، مقوله ی ادبیات داستانی و نوشتن داستان را پی گیری کرده باشند.

 

    کارگاه های داستان نویسی در رشد و شکوفایی جدی تر داستان برای علاقه مندان موثر خواهد بود. باید توجه داشت که مدرسان این عرصه ابتدا خود داستان نویس باشند و سپس منتقدانی آگاه و منصف و در نهایت با علم و اسلوب ادبیات داستانی آن هم بروز و امروزی با تکیه بر دانش ادبیات کلاسیک، مسلط باشند.

 

    نکته ی دیگر دراین خصوص آسیب هایی است که ممکن است در ادامه انجمن داستان و کارگاه به آن مبتلا شود.آسیب هایی هم چون: یک نواختی و عدم تغییر و تحول، ضرورت نظارت دقیق و اصولی، توجه به خروجی هایی مقدور و تقویت انگیزه های علاقه مندان با استفاده از فرصت های انتشار و شرکت در جشن واره ها و مسابقات مختلف داستان نویسی و توجه به دوره های برگزاری آموزش بتوان بخشی از این آسیب ها را برطرف نمود.

 

4.    فکر می کنید داستان کوتاه یا رمان یا داستانک کدام بیشتر مخاطب دارد و به نظر شما دلیلیش را هم عنوان نمایید.

 

     این سه قالب ادبیات داستانی با توجه به تنوع ذائقه ای مخاطب ومیزان علاقه مندی به خوانش آنها متغیر است. در تعاریف این قالب ها نگاه های متعددی هست که در اینجا به آن نمی پردازم.در میزان مطالعه ی آثار چند نوع خواننده داریم:خواننده های حرفه ای ، نیمه حرفه ای و آماتور.به نظر من در این سه قالب، عنصر و مبحثی  به نام ((زمان)) نقشی مهم و کارآمد دارد. می دانیم که انسان امروز، یکی از دغدغه هایش زمان است. زمان که به نظر من ((طلا)) نیست، بلکه بخشی مهم و بزرگ از زندگی است. انسان امروز هماره در تکاپو و حرکت است و تلاش می کند که از زمان نهایت بهره را ببرد. مخاطبان در انتخاب هر یک از این سه نوع قالب، زمان مطالعه را انتخاب می کنند.افرادی که زمان بیشتری را در اختیار دارند و دغدغه هایی که رابطه ای مستقیم با زمان دارند را با آن درگیر نیستند، بیشتر به سمت و سوی رمان و داستان های بلند می روند. افرادی دیگر که زمان بخشی از زندگی شان را به خود اختصاص داده و فرصت مستمر مطالعه ی داستان را ندارند و به سراغ داستان کوتاه می روند و افرادی که محور زندگی شان زمان است و اهمیت و نقشی مهم در زندگی شان را دارد ، بیشتر به سمت و سوی داستانک و داستان های مینی مال می روند. البته نباید از یاد برد که از اهداف اصلی ادبیات لذت جویی و لذت بخشی است و در بخشی دیگر ، پر شدن اوقات فراغت . برای داستان نویسان بیشتر جنبه های محتوایی و تکتیکی و عناصر داستانی و بروز بودن و موضوع و...اهمیت دارد. خوانندگان آثار داستانی خود نیز به گروه ها و دسته هایی مختلف تقسیم می شوند که قرار گرفتن در این نوع دسته ها، ماهیت مطالعاتی شان را هم تعریف می کند. مثلا زنان خانه دار گرایش بیشتری به رمان های عامه پسند و خانوادگی و... دارند،زیرا زمان بیشتری را دراختیار دارند. صاحبان وعلاقه مندان به علم و تحصیل و... بیشتر به سمت داستان کوتاه و داستانک گرایش دارند. نباید از یاد برد که برنامه ریزی و مطالعه آن هم به صورت حرفه ای، می تواند مطالعه ی این قالب های داستانی را برای هر کس راحت و میسر نماید. اما فراموش نکنیم که اقبال با اثری است که مولفه های موثر مخاطب پسند و دارای اصول و عناصر زیبایی شناختی و پر جذبه را دارا باشد آن وقت مخاطب خودش با رغبت وانگیزه قالب مطالعاتی اش را انتخاب خواهد نمود.

 

5.    در خصوص واژه های زیر کوتاهترین توصیف خود را بیان نمایید:

 

ادبیات داستانی:

 

اگر منظور تاریخ آن در ایران باشد، که بخش مهمی از آن در استان کرمانشاه رخ داده است

 

فانوس:

 

بهانه ی حرکت و اعتماد به راه و یادآور دل تنگی هایی است که ((غروب)) هر((جمعه))به سراغم می آید و خاطره ی غروبی پرخاطره در یکی از تاکستان های صحنه با ((کوروش))

 

جایزه ادبی فانوس:

 

   اتفاق مبارکی است در عرصه ی ادبیات داستانی مجازی که دعا وتلاش کنیم روزی از مجاز درآید و حقیقی وجمع نویسندگان را مسبب شود وشعله اش در سطح ملی بتابد.

 

داستان نویسان:

 

عاشقان محکوم به چراغ افروزی در دنیای مبهم و خاکستری انسان معاصر

 

6.    سخن پایانی؟

 

     از همه ی دوستان عزیز نادیده و پر تلاش که روشنایی فانوس را موجب شده اند که در زیر این روشنایی پرخاطره اندیشه ها وآثار همدیگر را بخوانیم تشکر و سپاس گزاری می کنم. بی شک روشن نگه داشتن فانوس ، همتی می طلبد که پشت آن عشق و اعتقاد و باور به اعتلای ادبیات داستانی و معرفی استعدادهای تازه ی ادبی در این زمینه است. همت تان بلند وآسمان تلاش و زحمت تان آبی آبی...

 

 

 

موفق باشید.

مصاحبه فانوس-سیدابراهیم پیره

1-لطفا خودتان را معرفی کنید . با نام خدای بزرگ داستانک های کوچک ... سیدابراهیم پیره

Image result for سید ابراهیم پیره

 از استان کرمانشاه شهرستان سنقر هستم و مدت هجده سال است که در کنار تدریس ادبیات مشغول نگارش داستان هستم. و بیش از بیست و هشت عنوان کشوری و استانی در رشته داستانک و داستان کوتاه دارم. داستان همیشه در زندگیم ساری و جاری بوده است . وقتی خداوند هستی ، برای ارتباط با نوع بشر زبان داستان را می آغازد و مادران در آهنگ های حزین شبانه از قصه ها برایمان می گفتند مگر می شود دل از داستان گرفت. برای من سوژه های داستانی بسان سکه هایی هستند که همه جا زیر دست و پای عابران زندگی جا خوش کرده اند و فقط چشمان تیز بین نویسندگان داستان آنها را می بیند و با ولع به آغوش می کشد. داستان هایم دغدغه است از ناگفته های زندگی ، از بغض هایی که تا نفس گاه می آید و آرام برمی گردد. و خدا را شاکرم که انس با قلم را به من آموخت تا همیشه یادم باشد که رسالت نوشتن را بر خواسته های خویش ترجیح دهم .

 

2-نقش جایزه های ادبی و رقابت های اینگونه را در معرفی و علاقمندی داستانویسان به ادامه این رشته چگونه میبینید؟ تجربه سالهای شرکت در جشنواره های مختلف به من آموخته است که همیشه شروع یک جشنواره شاید بتواند محرکی برای نوشتن و خلق اثر هنری باشد اما آن چه مهم تر است پایان جشنواره است یعنی آنگاه که نتایج اعلام می شود و افراد برگزیده و استعدادهای ناب داستانی شهود می شوند باید از این منبع غنی فکری و ادبی نهایت استفاده را نمود و با چاپ آثار آنها و حمایت معنویی از این عزیزان که گاهی در دورافتاده ترین شهرها هستند می توان قدم موثری برای پیشبرد اهداف والای ادبیات داستانی این مرز و بوم برداشت. جوایز مادی شاید یک شارژ روحی به حساب بیاید اما تداوم این حمایت می تواند موثرتر باشد.

 

3-انجمن های ادبی و کارگاه ها و محافل داستانویسی را در رشد و شکوفایی استعدادها و یادگیری اصولی و تخصصی داستانویسی را چگونه ارزیابی میکنید؟ بدون شک وجود انجمن های داستان و مکمل آن کارگاه های داستان نویسی در کنار بهرمندی از اساتید این رشته ، می تواند علاقمندان این رشته را به صورت زیربنایی با پیچیدگی های قالب های داستان و سبک های متنوع آن آشنا نماید. اما یادمان نرود که وجود استعداد و کشف  آن در وجود نوقلمان از وظایف خطیراین انجمن ها می باشد.

 

4-فکر میکنید داستان کوتاه یا رمان یا داستانک کدام بیشتر مخاطب دارد و به نظر شما دلیلیش را هم عنوان نمایید. من این مقایسه را درست نمی دانم . چون تمام این قالب های داستانی ، هر کدام به طور مجزا ، خوانندگان خاص خویش را دارد. این ها مثل گل هایی می مانند که برای لذت بردن و آرامش و ارتقا سطح فکری و فرهنگی یک جامعه روی پیشخوان خوانندگان به نمایش گذاشته شده تا هر کس با توجه به دغدغه ها و سلیقه ها و ذائقه خویش ، داستان منتخبش را انتخاب نماید. وقتی رمان می خوانیم همسفر خاطرات و تجربیات و احساسات ناب نویسنده می شویم  صبوری می کنیم تا تعلیق رمان  ، لذت وافری را به ما بچشاند. داستان کوتاه مثل قصه های بابابزرگ هایست که کوتاه و زیبا سخن می گویند از پازل های مختلف زندگی  ، و داستانک با کمترین کلمات ممکن خلق می شود تا در این دنیای تکنولوژی که بشر زمان را جیره بندی کرده است  بتواند لبان خشکیده آدمی را با قطره های داستانی سیراب کند تا بشر بداند هنوز زندگی لابه لای این ثانیه های گریز پای جریان دارد.

 

5- کوتاهترین توصیف خود را بیان نمایید.

1-ادبیات داستانی- دنیای پر از رمز و رموز آدمی وقتی از گفتن به  طبع نوشتن در می آید  .

2-فانوس- کورسوی امیدی در این طوفان وانفسا ، در مسیر انسانی که می رود تا خویشتن را بشناسد.

3-جایزه ادبی فانوس- کم و بیش آن مهم نیست . برگ سبزیست تحفه درویش ، تا که قبول افتد و در نظر آید.

4-داستانویسان- خداوندگان زمین و آفریدگاران داستان  هایی برای بیدار شدن نه به خواب رفتن...

توضیحات- از اینکه فرصتی حاصل شد تا بتوانم حرف هایم را بگویم مسروم و از برگزار کنندگان این جشنواره کمال سپاس را دارم. یادمان باشد تا نفسی  می آید و می رود آغوش گرم قلم ها را فراموش نکنیم.

دمی گریستم .... سبک شدم ....! عجب وزنی دارد این چند قطره اشک ... !

زیاده قربانتان ..... سید

مصاحبه فانوس//سید میثم رمضانی//

بنام خداوند بخشنده و مهربان

مصاحبه //چهارمین دوره جایزه ادبی فانوس//

 

1-لطفا خودتان را معرفی کنید .

نام و نام خانوادگی- سیدمیثم رمضانی

از شهر-جوار حضرت فاطمه معصومه (س)      

شهر محل تولد- روستازاده ام- جنگل ودریا

شهر محل سکونت- جوار فاطمه معصومه (س)

سابقه داستانویسی-  مشغول مشق نویسی ام . به داستان نرسیدم هنوز .

2-نقش جایزه های ادبی و رقابت های اینگونه را در معرفی و علاقمندی داستانویسان به ادامه این رشته چگونه میبینید. -  گاهی وقتها باعث درجازدن نویسنده می شود مگر اینکه فارغ البال و آزاد بنویسد. این روزها بسیاری از داستان نویسان جوان دچار تکرار شده اند چرا که اکثر جشنواره های داستان کوتاه موضوعی اند. بنابراین اگر تبدیل به عادت شود آفت است ولی اگر فارغ از سفارشی نویسی باشد محرک خوبی است.

 

3-انجمن های ادبی و کارگاه ها و محافل داستانویسی را در رشد و شکوفایی استعدادها و یادگیری اصولی و تخصصی داستانویسی را چگونه ارزیابی میکنید. – این هم اگر به تکرار و انجمن نویسی و انجمن پسندی باشد یک جور دیگر آفت است .نقش اصلی در رشد داستان نویسی خواندن داستان و کتاب های دیگر در زمینه روان شناسی و فلسفه و دیگر علوم و نیز تجربه و مشاهده است. کارگاه ها برای شروع و اموختن الفبا خوب اند و نقد و بررسی داستانهای نویسنده ها می تواند تاحدودی نقاط ضعف و قوت داستان ها را مشخص کند.

 

4-فکر میکنید داستان کوتاه یا رمان یا داستانک کدام بیشتر مخاطب دارد و به نظر شما دلیلیش را هم عنوان نمایید.  – مهم نیست کدام بیشتر مخاطب دارد .چرا که در داستان به معنای کلی آنچه که مهم است کیفیت است نه کمیت . هرکدام مخاطبان خاص خودش را دارد . مهم کتاب خوب است که هر بار تعداد خواننده ها را تعیین می کند .گاهی بعد از چند سال رکود ناگهان با ورود یک مجموعه داستان کوتاه یا رمان یک انقلابی به وجود آمده و میزان خواننده ها را افزایش می دهد.

 

5- کوتاهترین توصیف خود را بیان نمایید.

1- ادبیات داستانی- هیچ گاه به بن بست نخواهد رسید.

3- فانوس- بازخوانی خاطرات کودکی و بمباران هوایی

4-داستانویسان- عاقل و دیوانه

5-آخرین دوره فانوس- ادامه داشته باشد اما سالی یک بار .- ضمن اینکه دست مریزاد به دبیر جوان و داستان دوست آن.

مصاحبه // پنجمین دوره جایزه ادبی فانوس //محمد نانکلی//

به نام خداوند بخشنده مهربان

مصاحبه // پنجمین دوره جایزه ادبی فانوس //

1)  لطفا خودتان را معرفی کنید.

  نام و نام خانوادگی : محمد نانکلی

  از شهر : تویسرکان ( همدان )

  شهر محل تولد : تویسرکان ( همدان )

  شهر محل سکونت: تویسرکان ( همدان )

سابقه داستان نویس : پنج سال... اما به صورت حرفه ای دو سال

 

2)  نقش جایزه های ادبی و رقابت های اینگونه را در معرفی و علاقهمندی داستان نویسانبهادامهاینرشته را چگونه می بینید؟هیچ کس در هیچ حرفه ای از تشویق و پاداش بدش نمی آید اما در هنر گاهی تشویق عملی سو دارد! به خاطر همین باید در برگزاری آنان دقت داشته باشیم اما در کل محرک خوبی است برای داستان نویسانی همچون من. 

 

3)  انجمن های ادبی وکارگاه ها و محافل داستان نویسی را در رشد و شکوفایی استعداد هاو یادگیری اصولی وتخصصی داستان نویسی را چگونه ارزیابی می کنید؟ انجمن ها و محافل می توانند کمک زیادی در گشوده شدن دید هنر جوداشته باشند  اما همه ی این ها منوط به یک چیز است مطالعه مطالعه مطالعه...

 

4)   فکر می کنید داستان کوتاه یا رمان یا داستانک کدام بیشتر مخاطب دارد و به نظر شما دلیلش را همعنوان کنید؟همیشه رمان، جذاب بوده است اما در عصر سرعت یک داستان کوتاه خوب جای یک رمان قوی را می گیرد!.داستانک اما جای کار بسیار دارد.

 

5)  چطور یک نقد ادبی و در کل نقد کردن داستان را اصولی می دادنید و مزایای یک نقد خوب و در عوض فرایند نقدهای غیر اصولی و اثر آن را در نویسنده نمایید؟مطمئنا یک نقد خوب از یک اثر باعث تولد یک اثر بهتر در آینده می شود اما یک نقد ناعادلانه و غلط عاملی است برای تولد یک اثر مرده!...

 

ـ کوتاه ترین توصیف خود را بیان نمایید.

1.  ادبیات داستانی:همچنان ناشناخته

3       فانوس:ستاره ها رویادم می اندازد

4       داستان نویسان:جاسوسان خدا در زمین!...

5       آخرین دوره فانوس:متاسفم

6       کتاب:فرار به واقعییت

7       جایزه ادبی فانوس:یک فرصت

8       جایزه های ادبی خصوصی:نیاز به شناخت دارد

9       چاپ الکترونیکی داستانبرای آنان که اهلش هستند... خوب

 

10  چاپ داستان به صورت کتاب :آغاز یک پایان

مصاحبه //پنجمین دوره جایزه ادبی فانوس//مهدی زارع//

بنام خداوند بخشنده و مهربان

مصاحبه //پنجمین دوره جایزه ادبی فانوس//

 

1-لطفا خودتان را معرفی کنید .

 

نام و نام خانوادگی: مهدی زارع

از شهر- مرودشت

شهر محل تولد- شیراز

شهر محل سکونت- مرودشت

سابقه داستانویسی- از سال ها قبل، برگزیده اول جایزه ملی کبوتر حرم،

 برگزیده اول جایزه سته بان، برگزیده اول جشنواره گوهر مکتوب، برگزیده

 اول جایزه کتابداران آباده، برگزیده جشنواره کشوری طنز مکتوب، برگزیده

 دوم جشنواره کشوری هشت و ...

 

دبیر انجمن ادبی باران، نویسنده و روزنامه نگار نشریات، و ...

 

 2-نقش جایزه های ادبی و رقابت های اینگونه را در معرفی و علاقمندی

 داستانویسان به ادامه این رشته چگونه میبینید؟ 

این شیوه را، به نوعی تشویق برای بالندگی نویسندگان نوپا تلقی می کنم

 که به واسطه آن، نویسندگان جوان با سایر نویسندگان کهنه کار در محیطی

 صذفاً ادبی با هم آشنا شده، تبادل نظر می کنند و داشته هایشان را در

 

 اختیار یکدیگر می گذارند.

 

3-انجمن های ادبی و کارگاه ها و محافل داستانویسی را در رشد و شکوفایی استعدادها و یادگیری اصولی و تخصصی داستانویسی را چگونه ارزیابی میکنید؟ 

محرک اصلی داستان نویسی و الهام گیری از فضا و البته انتخاب سوژه، به

 همین انجمن های ادبی مرتبط می شود. نویسندگان با حضور در انجمن ها،

 جسارت و شجاعت خود را برای رسیدن به هدف بالا می برند و به نواقص

 خود از منظر دیگران آگاهی می یابند. جشنواره ها و کارگاه های ضمیمه آن،

 یک صحنه رویارویی با واقعیت درونی هر نویسنده است تا خود را مورد

 ارزیابی قرار دهد. به نوعی نیز محافل داستان نویسی را می توان تحصیل

 راهکار های رسیدن به مدینه ی فاضله ی نویسندگی قلمداد کرد و تا زمانی

 که فرد خودش را در بوته ی نقد نگذارد، قابلیت هایش به ظهور نخواهد

 رسید.

 

4-فکر میکنید داستان کوتاه یا رمان یا داستانک کدام بیشتر مخاطب دارد و به نظر شما دلیلیش را هم عنوان نمایید؟

 مخاطب امروز، رمان است و آن هم فاصله گرفتن جامعه ی ما از فرهنگ

 کتابخوانی ست. چون کتاب های امروزه، بیشتر جنبه ی سرگرمی دارد. اما

 بهترین روش ارائه کار به مخاطب، داستان کوتاه است. چون تمام قابلیت

 های داستانی را به صورت ایجاز در خود نهفته دارد. مجموعه ای فشرده از بهترین عناصر.

 

5-چطور نقد ادبی و در کل نقد کردن داستان را اصولی میدانید و مزایا ی یک نقد خوب و در عوض فرایند نقد های غیر اصولی و اثر آن را در نویسنده

 عنوان نمایید؟

 نقدهایی خوب و اصولی است که بی طرفانه و به استناد ساختار ها،

 عناصر داستان نویسی، پیرنگ، فضا، صحنه، درونمایه و ... ارزیابی شود. نقد

 های بد که با حب و بغض ها و یک سویه نگری ها همراه است، می تواند

 در کوبش شخصیت نویسنده و کناره گیری او حتی از داستان نویسی هم

 همراه باشد. کاش که همگی ما به درست ارزیابی کردن یکدیگر بپردازیم،

 نه سرکوب شخصیتی هم!

 

- کوتاهترین توصیف خود را بیان نمایید.

1- ادبیات داستانی- رؤیاهای هر نویسنده

3- فانوس- چراغ راه

4-داستانویسان- خوبان دو عالم

5-آخرین دوره فانوس- نبودم!

6-کتاب- تکه های ذهن من

7-جایزه ادبی فانوس- محک

8-جایزه های ادبی خصوصی- مرموز، اما مطلوب.

9-چاپ الکترونیک داستان- نه...!

10-چاپ داستان بصورت کتاب- فوق العاده. بوی کاغذ، معرکه است!