به گزارش خبرنگار ایلنا، لاله خرازیان گفت: مشهد حدود ۱۰۰ هنرمند هنرهای تجسمی دارد اما اکثر آنان به دلیل عدم حمایت لازم مسئولان به تهران کوچ کرده اند.
وی اضافه کرد: امکانات و مجموع عوامل انگیزه بخش برای هنرمندان تجسمی در مشهد فراهم نیست
خرازیان افزود: مجتمع فرهنگی – هنری امام رضا (ع) که یکی از بزرگترین مجتمع ها در مشهد است تقریبا نیمه تعطیل است و عمده انجمنهای هنری در آن فعالیتی ندارند و در اتاق انجمن هنرهای تجسمی نیز در این مجتمع فقط برای واگذاری کارت به هنرمندان باز است و فعالیت دیگری ندارد.
وی اضافه کرد: نگارخانه شهر در میدان شهدا قرار بود محلی رایگان برای ارایه آثار هنرمندان تجسمی باشد اما اکنون غیرفعال شده و حتی تابلوی آن را نیز برداشته اند
(ایبنا) در خراسان رضوی، کتابفروشی «بهنشر» در مشهد یک کتابفروشی خاص است؛ از این حیث که یکی از بزرگترین کتابفروشیهای کشور به شمار میرود اما در عین حال مراجعهکنندگان کمی دارد و بیشتر اوقات روز خلوت است.
وارد این کتابفروشی که میشوید، با سالنی بسیار بزرگ و فضاآرایی شکیلی روبرو میشوید و حس کتاب و کتابخوانی را بهخوبی میتوانید در آن بیابید. انبوهی از کتابها با چیدمانی منظم در کنار هم قرار گرفتهاند و عنوان هر قفسه روی آن درج شده است و میتوانید در سکوتی آرامشبخش همراه با پخش یک موسیقی ملایم از کتابها دیدن کنید و روی صندلیها و نیکمتهایی که تعبیه شده است
اما این، همهی ماجرای این کتابفروشی بزرگ نیست. سالن بزرگ کتابفروشی «بهنشر» از سمت ابتدا و انتها به دو طبقه بالا و پایین راه دارد. در ابتدای ورودی سالن، پلهای نیمگرد به سمت پایین دارد که اگر آن را بروید، با سالن بزرگی مواجهه میشوید که مخصوص کتابهای خردسال، کودک و نوجوان است؛ گویی برای خودش یک کتابفروشی دیگر در حوزه کودکان است که در پایانش نیز کافه کتابی ایجاد شده است.
اما آنچه مخاطب را در بازدید از این کتابفروشی بزرگ متاثر میکند، خلوتی بیش از اندازه آن است. این فضا همان اندازه که زیبا و پر از کتاب و دارای بخشهای متنوع و گوناگون است، به همان اندازه نیز خلوت و بدون مشتری است.
کلیسای مسروپ مقدس که مردم مشهد آن را به نام کلیسای میدان ۱۰دی میشناسند قدمتی ۷۶ساله دارد که از ۲۵مرداد ۱۳۸۴ در فهرست آثار تاریخی فرهنگی کشور به ثبت رسیده است.
ساخت کلیسای ارمنیان، در سال ۱۳۱۷شمسی آغاز شد به یاری هاروطونیان و مساعدت های کامیاران در ۱۳۲۰ش به پایان رسید.
زیربنای ساختمان کلیسا حدود ۳۰۰متر مربع است که بر روی آن دو گنبد قرار دارد که در راس هر دوی این مخروطها صلیب قرار گرفته است و از ویژگیهای بارز و منحصر به فرد این ساختمان به شمار میرود. گنبد بزرگتر در وسط ساختمان قرار دارد و صلیب نصب شده در بالای آن از جنس آهن است؛ در حاشیه زیر گنبد ردیفی از کاشیهای سفید رنگ قرار دارد که منقش به گلی سبزرنگ است.گنبدی مخروطی شکل نیز در بالای فضای ورودی کلیسا قرار دارد که لایه بیرونی آن همانند سقف شیروانی است.. در بالای در ورودی کلیسا، که در سمت غرب واقع شده، ناقوسی نصب کردهاند و مطالبی به زبان ارمنی بر آن حک شدهاست.
نخستین کلیسای ارامنه مشهد تا دهه۷۰شمسی فعال بود، اما با مهاجرت ارامنه از مشهد، اواخر دهه ۷۰ آخرین کشیش هم از اینجا رفت. بعد از آن مراسم مناسبتی توسط کشیشهای غیرمقیم برگزار میشد.به عبارتی تا چند سال بعد از انقلاب این کلیسا فعال بود اما به دلیل مهاجرت ارامنه از مشهد به تبریز، تهران و اصفهان این کلیسا دیگر فعالیتی ندارد
مدرسه ارامنهای که همجوار با کلیسا است نیز بعد از مهاجرت ارامنه تعطیل شد و امروز تنها بقایایی از بنای آن باقی مانده است و رو به تخریب است.
در قسمتی از حیاط کلیسا کتابخانهای قدیمی واقع شده است که بیش از هزار جلد کتاب به زبان ارمنی و روسی دارد. این کتابخانه در سال ۱۹۶۱ ساخته شده است، ولی کتابهای آن با توجه به رطوبتی که کف و دیوارها را فرا گرفته، روبه نابودی است.
هفتهنامه همشهری ششوهفت - زهره کهندل: هنوز در مشهد اتاق هایی هست که تنها یک قالی پهن شده دارند و دیوارهایی به جا مانده از گذشته؛ همین اتاق خالی شبی 80 هزار تومان در ایامی که زوار زیادی به سمت مشهد روانه می شوند، اجاره می روند. مثل خانه ای که اکنون مالکش فردی به نام چایچی است و نقش ستاره داوود را روی یکی از دیوارهای خانه می توان دید. این خانه که اکنون به اجاره زوار می رود، کمتر از یک دهه پیش به ثبت آثار ملی ایران رسید، درست بعد از خانه غفوری که 11 مرداد ماه 84 ثبت ملی شد.
خانه غفوری و خانه محمدی (خانه چایچی)، دو خانه از کلیمی های مشهد هستند که باقی مانده اند و جالب اینکه این خانه ها به هم راه مخفی داشته اند. خانه های یهودی ها که جزو اقلیت های دینی مشهد بوده اند، همه به هم راه داشته و همه آنها در محله ای به نام «عیدگاه» ساکن بودند. به باور یک پژوهشگر تاریخ خراسان دلیل اینکه خانه ها راه مخفی داشته، این بوده که اگر یهودیان، مراسم یا جلسه مذهبی داشتند از طریق این راه های مخفی در زیر زمین خانه ها، بتوانند با هم ارتباط برقرار کنند، به ویژه در گذشته های دور و در مقطعی که برای این مهاجران در مشهد قدیم پیش آمد، این راه های مخفی به کارشان می آمد تا در جایی گرد هم بیایند و آیین های دینی و مذهبی خود را در زیرزمین این خانه ها برگزار کنند.
گذرمان را از کوچه عیدگاہ آغاز کردیم و تا بازار عباسقلی خان که سرای عزیزاله اوف در آنجاست، پیش رفتیم. به گفته رضا سلیمان نوری، پژوهشگر تاریخ خراسان، نادر شاه در زمان حکومتش چهل خانوار کلیمی راز قزوین به مشهد منتقل می کند تا مسئولیت حفاظت گنجینه هایی را که از جنگ های مختلف به دستش رسیده به آنها بسپرد. تعدادی به مشهد می رسند و برخی دیگر در راه کلات و سبزوار بودند که نادر به قتل می رسد و ماموریت آنها لغو می شود. بعدها همین یهودیان به سمت بخارا حرکت می کنند و یهودی های مهاجر سبزوار و مشهد در منطقه عیدگاه ساکن می شوند، جایی که زرتشتی های مقیم مشهد هم آنجا زندگی می کردند.
اکثر یهودی های مشهد، اصالت گیلانی داشتند که به قزوین رفتند و بعد راهی مشهد شدند. ادعای این حرف، آثار به جامانده از این گروه است که در آن می توان لغات گیلکی را دید. تجارت ابریشم را کلیمی های گیلان به مشهد آوردند زیرا آنها متخصص ابریشم بودند
یهودی های مشهد به آنوسی ها معروف بودند. در زبان عبری آنوسه به معنای (بالاجبار پذیرفتن) است. سلیمان نوری می گوید: «آنها در راسته عیدگاه. کار پارچه فروشی می کردند و شنبه ها هم مغازه هایشان باز بود. اما اگر شنبه ها به پارچه فروشی یک یهودی می رفتید پارچه متری یک قران را پنج قران قیمت می دادند تا نخرید در حالی که فردای آن روز ممکن بود همان پارچه را متری نیم قران بفروشند
نکته قابل توجه اینکه با توجه به جمعیت بالای یهودی های مشهد، آنها کنیسه رسمی نداشتند و چند تا از خانه های محله را به کنیسه تبدیل کرده بودند، یکی از این خانه ها، خانه غفوری بود. سلیمان نوری با اشاره به ارزش تاریخی این بنا می گوید: «این خانه متعلق به یهودیان مشهدی است که در حدود سال 1255 قمری در محدوده «عیدگاه» زندگی می کردند. نماد ستاره داوود در سردر این خانه های تاریخی، نشان از عقاید دینی مالکان آن دارد.»
به گفته سلیمان نوری، در محله عیدگاه، اول زرتشتی ها زندگی می کردند و سپس یهودی ها ساکن شدند.
او اضافه می کند: «اصل حمام مربوط به 150 سال پیش است اما بافت جدید آن به حدود 40 سال پیش برمی گردد.» به گفته این پژوهشگر تاریخی مشهد، بخارا، ترکیه و ایتالیا چهار منطقه یهودی نشین دنیا بود که در آنها بنا به دلایلی، دین شان را تغییر دادند. او داستان کلیمی های مشهد را به این دلیل جالب توجه می داند که آنها هنوز مشهدی بودن خودشان را حفظ کرده اند. نظرزاده می گوید: «کلیمی ها اعتقادات خاصی داشتند. حمام شان و قصابی های شان از مسلمان ها جدا بود و بعد از جنگ جهانی اول از ایران رفتند