-
مزمور پنجم
جمعه 24 دی 1400 01:05
مزمور پنجم 1. برای سالار مغنیان بر نخیلوت، مزمور داوید 2. ای خد.اوند به سخنان من گوش بده، در تفکر من تأمل فرما 3. ای پادشاه و خد.ای من به آواز فریادم توجه کن، زیرا که نزد تو دعا می کنم 4. ای خد.اوند صبحگاهان آواز مرا خواهی شنید، بامدادان (دعای خود را) نزد تو آراسته می کنم و انتظار می کشم 5. زیرا تو خد.ایی نیستی...
-
مزامیر ۴
جمعه 24 دی 1400 01:03
مزمور چهارم 1. برای سالار مغنیان بر نگینوت، مزمور داوید 2. ای خد.ای عدالت من، چون بخوانم مرا مستجاب فرما، در تنگی مرا وسعت دادی، بر من کرم فرموده دعای مرا بشنو 3. ای فرزندان انسان تا به کی جلال مرا خوار (می کنید)، و بطالت را دوست داشته دروغ را خواهید طلبید سلاه 4. اما بدانید که خد.اوند مرد صالح را برای خود انتخاب...
-
مزمور سوم
جمعه 24 دی 1400 01:00
مزمور سوم 1. مزمور داوید وقتی که از پسر خود ابشالُوم فرار کرد 2. ای خد.اوند دشمنانم چه بسیار شده اند، بسیاری به ضدّ من برمی خیزند 3. بسیاری برای جان من می گویند، از جانب خد.ا برای او خلاصی نیست سلاه 4. لیکن تو ای خد.اوند گرداگرد من سپر هستی، جلال من و فرازندة سر من 5. به آواز خود نزد خد.اوند می خوانم، و من را...
-
مزمور دوم
جمعه 24 دی 1400 00:51
مزمور دوم 1. چرا امت ها خروش نموده اند، و طوائف در باطل تفکر می کنند 2. پادشاهان زمین برمی خیزند و سروران با هم مشورت نموده اند، به ضدّ خد.اوند و به ضدّ ماشیح او 3. که بندهای ایشان را بگسلیم، و زنجیرهای ایشان را از خود بیندازیم 4. او که بر آسمانها نشسته است می خندد، خد.اوند بر ایشان استهزاء می کند 5....
-
مزمور اول
جمعه 24 دی 1400 00:48
مزمور اول 1. خوشا به حال کسی که به مشورت شریران نرود و به راه گناهکاران نایستد، و در مجلس استهزاء کنندگان ننشیند 2. بلکه رغبت او در شریعت خد.اوند است، و روز و شب در شریعت او تفکر می کند 3. پس مثل درختی نشانده نزد نهرهای آب خواهد بود، که میوة خود را در موسمش می دهد، و برگش پژمرده نمی گردد، و هرآنچه می کند نیک...
-
کتاب مکاشفه یوحنا
جمعه 24 دی 1400 00:39
کتاب مکاشفه یوحنا
-
فصل 22
جمعه 24 دی 1400 00:34
1 و نهری از آب حیات به من نشان داد که درخشنده بود، مانند بلّور و از تخت خدا و برّه جاری میشود. 2 و در وسط شارعِ عامِّ آن و بر هر دو کناره نهر، درخت حیات را که دوازده میوه میآوَرَد، یعنی هر ماه میوهٔ خود را میدهد؛ و برگهای آن درخت برای شفای امّتها میباشد. 3 و دیگر هیچ لعنت نخواهد بود و تختخدا و برّه در آن خواهد...
-
فصل 21
جمعه 24 دی 1400 00:30
1 و دیدم آسمانی جدید و زمینی جدید،چونکه آسمان اوّل و زمین اوّل درگذشت و دریا دیگر نمیباشد. 2 و شهر مقدّس اورشلیم جدید را دیدم که از جانب خدا از آسمان نازل میشود، حاضر شده چون عروسی که برای شوهر خود آراسته است. 3 و آوازی بلند از آسمان شنیدم که میگفت، اینک، خیمهٔ خدا با آدمیان است و با ایشان ساکن خواهد بود و ایشان...
-
فصل 20
جمعه 24 دی 1400 00:28
1 و دیدم فرشتهای را که از آسمان نازل میشود و کلید هاویه را دارد و زنجیری بزرگ بر دست وی است. 2 و اژدها، یعنی مار قدیم را که ابلیس و شیطان میباشد، گرفتار کرده، او را تا مدت هزار سال در بند نهاد. 3 و او را به هاویه انداخت و در را بر او بسته، مهر کرد تا امّتها را دیگر گمراه نکند تا مدت هزار سال به انجام رسد؛ و بعد از...
-
فصل 19
جمعه 24 دی 1400 00:22
1 و بعد از آن شنیدم چون آوازی بلند از گروهی کثیر در آسمان که میگفتند، هَلِّلویاه! نجات و جلال و اکرام و قوّت از آنِ خدای ما است، 2 زیرا که احکام او راست و عدل است، چونکه داوری نمود بر فاحشه بزرگ که جهان را به زنای خود فاسد میگردانید و انتقام خون بندگان خود را از دست او کشید. 3 و بار دیگر گفتند، هَلِّلویاه، و دودش تا...
-
فصل 18
جمعه 24 دی 1400 00:09
1 بعد از آن دیدم فرشتهای دیگر از آسمان نازل شد که قدرت عظیم داشت و زمین به جلال او منوّر شد. 2 و به آواز زورآور ندا کرده، گفت، منهدم شد، منهدم شد بابِلِ عظیم! و او مسکن دیوها و ملاذ هر روح خبیث و ملاذ هر مرغ ناپاک و مکروه گردیده است! 3 زیرا که از خَمر غضبآلود زنای او همهٔ امّتها نوشیدهاند و پادشاهان جهان با وی زنا...
-
فصل 17
جمعه 24 دی 1400 00:05
1 و یکی از آن هفت فرشتهای که هفت پیاله را داشتند، آمد و به من خطاب کرده، گفت، بیا تا قضای آن فاحشه بزرگ را که بر آبهای بسیار نشسته است به تو نشان دهم، 2 که پادشاهان جهان با او زنا کردند و ساکنان زمین، از خَمر زنای او مست شدند. 3 پس مرا در روح به بیابان برد و زنی را دیدم بر وحش قرمزی سوار شده که از نامهای کفر پر بود و...
-
فصل 16
جمعه 24 دی 1400 00:01
1 و آوازی بلند شنیدم که از میان قدس به آن هفت فرشته میگوید که بروید، هفت پیاله غضبِ خدا را بر زمین بریزید. 2 و اولی رفته، پیاله خود را بر زمین ریخت و دمّل زشت و بد بر مردمانی که نشان وحش دارند و صورت او را میپرستند، بیرون آمد. 3 و دومین پیاله خود را به دریا ریخت که آن به خون مثل خون مرده مبدّل گشت و هر نَفْسِ...
-
فصل 15
پنجشنبه 23 دی 1400 23:58
1 و علامتِ دیگرِ عظیم و عجیبی در آسمان دیدم، یعنی هفت فرشتهای که هفت بلایی دارند که آخرین هستند، زیرا که به آنها غضبِ الهی به انجام رسیده است. 2 و دیدم مثال دریایی از شیشه مخلوط به آتش و کسانی را که بر وحش و صورت او و عددِ اسمِ او غلبهمییابند، بر دریای شیشه ایستاده و بربطهای خدا را بدست گرفته، 3 سرود موسی بندهٔ خدا...
-
فصل 14
پنجشنبه 23 دی 1400 23:57
1 و دیدم که اینک، برّه، بر کوه صهیون ایستاده است و با وی صد و چهل و چهار هزار نفر که اسم او و اسم پدر او را بر پیشانی خود مرقوم میدارند. 2 و آوازی از آسمان شنیدم، مثل آواز آبهای بسیار و مانند آواز رعدِ عظیم؛ و آن آوازی که شنیدم، مانند آواز بربطنوازان بود که بربطهای خود را بنوازند. 3 و در حضور تخت و چهار حیوان و...
-
فصل 13
پنجشنبه 23 دی 1400 23:55
1 و او بر ریگِ دریا ایستاده بود.و دیدم وحشی از دریا بالا میآید که ده شاخ و هفت سر دارد و بر شاخهایش ده افسر، و بر سرهایش نامهای کفر است. 2 و آن وحش را که دیدم، مانند پلنگ بود و پایهایش مثل پای خرس و دهانش مثل دهان شیر. و اژدها قوّت خویش و تخت خود و قوّت عظیمی به وی داد. 3 و یکی از سرهایش را دیدم که تا به موت کشته شد...
-
فصل 12
پنجشنبه 23 دی 1400 23:53
1 و علامتی عظیم در آسمان ظاهر شد،زنی که آفتاب را دربر دارد و ماه زیر پایهایش و بر سرش تاجی از دوازده ستاره است، 2 و آبستن بوده، از دردِ زه و عذاب زاییدن فریادبرمیآورد. 3 و علامتی دیگر در آسمان پدید آمد که اینک، اژدهای بزرگِ آتشگون که او را هفت سر و ده شاخ بود و بر سرهایش هفت افسر؛ 4 و دُمش ثلث ستارگان آسمان را کشیده،...
-
فصل 11
پنجشنبه 23 دی 1400 23:46
1 و نیای مثل عصا به من داده شد و مرا گفت، برخیز و قدس خدا و مذبح و آنانی را که در آن عبادت میکنند پیمایش نما. 2 و صحنِ خارجِ قدس را بیرون انداز و آن را مپیما زیرا که به امّتها داده شده است و شهر مقدّس را چهل و دو ماه پایمال خواهند نمود. 3 و به دو شاهد خود خواهم داد که پلاس در بر کرده، مدّت هزار و دویست و شصت روز...
-
فصل 10
پنجشنبه 23 دی 1400 23:44
1 و دیدم فرشته زورآور دیگری را که از آسمان نازل میشود که ابری دربر دارد، و قوسقزحی بر سرش و چهرهاش مثل آفتاب و پایهایش مثل ستونهای آتش. 2 و در دست خود کتابچهای گشوده دارد و پای راست خود را بر دریا و پای چپ خود را بر زمین نهاد؛ 3 و به آواز بلند، چون غرّش شیر صدا کرد؛ و چون صدا کرد، هفت رعد به صداهای خود سخن گفتند. 4...
-
فصل 9
پنجشنبه 23 دی 1400 23:34
1 و چون فرشته پنجم نواخت، ستارهای را دیدم که بر زمین افتاده بود و کلید چاه هاویه بدو داده شد. 2 و چاهِ هاویه را گشاد و دودی چون دود تنوری عظیم از چاه بالا آمد و آفتاب و هوا از دود چاه تاریک گشت. 3 و از میان دود، ملخها به زمین برآمدند و به آنها قوّتی چون قوّت عقربهای زمین داده شد 4 و بدیشان گفته شد که ضرر نرسانند نه...
-
فصل 8
پنجشنبه 23 دی 1400 23:30
1 و چون مُهر هفتم را گشود، خاموشی قریب به نیم ساعت در آسمان واقع شد. 2 و دیدم هفت فرشته را که در حضور خد ایستادهاند که به ایشان هفت کرّنا داده شد. 3 و فرشتهای دیگر آمده، نزد مذبح بایستاد با مَجمَری طلا و بخور بسیار بدو داده شد تا آن را به دعاهای جمیع مقدّسین، بر مذبح طلا که پیش تخت است بدهد، 4 و دودِ بخور، از دست...
-
فصل 7
پنجشنبه 23 دی 1400 23:27
1 و بعد از آن دیدم چهار فرشته، بر چهار گوشه زمین ایستاده، چهار باد زمین را باز میدارند تا باد بر زمین و بر دریا و بر هیچ درخت نوزد. 2 و فرشته دیگری دیدم که از مَطلَع آفتاب بالا میآید و مُهر خدای زنده را دارد. و به آن چهار فرشتهای که بدیشان داده شد که زمین و دریا را ضرر رسانند، به آواز بلند ندا کرده، 3 میگوید، هیچ...
-
فصل 6
پنجشنبه 23 دی 1400 23:25
1 و دیدم چون برّه یکی از آن هفت مهر را گشود؛ و شنیدم یکی از آن چهار حیوان به صدایی مثل رعد میگوید، بیا [و ببین]! 2 و دیدم که ناگاه اسبی سفید که سوارش کمانی دارد و تاجی بدو داده شد و بیرون آمد، غلبهکننده و تا غلبه نماید. 3 و چون مهر دوّم را گشود، حیوان دوّم را شنیدم که میگوید، بیا [و ببین]! 4 و اسبی دیگر، آتشگون...
-
فصل 5
پنجشنبه 23 دی 1400 23:20
1 و دیدم بر دست راست تختنشین، کتابی را که مکتوب است از درون و بیرون، و مختوم به هفت مُهر. 2 و فرشتهای قوی را دیدم که به آواز بلند ندا میکند که کیست مستحّقِ اینکه کتاب را بگشاید و مُهرهایش را بردارد؟ 3 و هیچکس در آسمان و در زمین و در زیرزمین نتوانست آن کتاب را باز کند یا بر آن نظر کند. 4 و من به شدّت میگریستم زیرا...
-
فصل 4
پنجشنبه 23 دی 1400 23:07
1 بعد از این دیدم که ناگاه دروازهای در آسمان باز شده است و آن آواز اوّل را که شنیده بودم که چون کرّنا با من سخن میگفت، دیگرباره میگوید، به اینجا صعود نما تا اموری را که بعد از این باید واقع شود به تو بنمایم. 2 فیالفور در روح شدم و دیدم که تختی در آسمان قائم است و بر آن تخت نشینندهای. 3 و آن نشیننده، در صورت،...
-
فصل 3
پنجشنبه 23 دی 1400 23:05
1 و به فرشته کلیسای در ساردِس بنویساین را میگوید او که هفت روح خدا و هفت ستاره را دارد. اعمال تو را میدانم که نام داری که زندهای ولی مرده هستی. 2 بیدار شو و مابقی را که نزدیک به فنا است، استوار نما زیرا که هیچ عمل تو را در حضور خدا کامل نیافتم. 3 پس به یاد آور چگونه یافتهای و شنیدهای و حفظ کن و توبه نما زیرا...
-
فصل 2
پنجشنبه 23 دی 1400 23:03
1 به فرشته کلیسای در اَفَسُس بنویس که این را میگوید او که هفت ستاره را بدست راست خود دارد و در میان هفت چراغدان طلا میخرامد. 2 میدانم اعمال تو را و مشقّت و صبر تو را و اینکه متحمّل اشرار نمیتوانی شد و آنانی را که خود را رسولان میخوانند و نیستند آزمودی و ایشان را دروغگو یافتی؛ 3 و صبر داری و بخاطر اسم من تحمّل...
-
فصل 1
پنجشنبه 23 دی 1400 22:58
1 مکاشفهٔ عیسی مسیح، که خدا به او داد تا اموری را که میباید زود واقع شود؛ بر غلامان خود ظاهر سازد و بهوسیلهٔ فرشتهٔ خود فرستاده، آن را ظاهر نمود بر غلام خود یوحنّا: 2 که گواهی داد به کلام خدا و به شهادت عیسی مسیح در اموری که دیده بود. 3 خوشابحال کسی که میخواند و آنانی که میشنوند کلام این نبوّت را، و آنچه در این...
-
حسام الدین شفیعیان
پنجشنبه 23 دی 1400 22:30
-
حسام الدین شفیعیان
پنجشنبه 23 دی 1400 21:39