حسام الدین شفیعیان

وبلاگ رسمی و شخصی حسام الدین شفیعیان

حسام الدین شفیعیان

وبلاگ رسمی و شخصی حسام الدین شفیعیان

((جایزه ادبی فانوس)) ((مصاحبه))= احسان غدیری

بنام خداوند بخشنده و مهربان

((جایزه ادبی فانوس))

((مصاحبه))

1-لطفا خودتان را معرفی کنید و بفرمایید از کی شروع به داستانویسی کردید.

 

 

2-از چه طریقی فراخوان جایزه ادبی فانوس  را فهمیدید –به عنوان اولین دوره تبلیغات این جایزه ادبی را در چه سطحی دیدید.

 

 

3-اطلاع رسانی و روابط عمومی جایزه ادبی فانوس را چگونه ارزیابی میکنید.

 

4-اگر خودتان بخواهید داستانتان را به عنوان یک داور برسی کنید فکر میکنید نفر چندم را به خودتان اختصاص میدهید.

5-چقد کتاب میخوانید منظورم کتاب داستان و رمان ست و فکر میکنید که خواندن کتاب در نوشتن چه تاثیری میتواند داشته باشد.

 

 

6-برایتان جایزه مهم ست یا برگزیده شدن و یا شرکت در یک جایزه ادبی داستان.

 

7-سطح رضایت خودتان را از اولین دوره جایزه ادبی فانوس بیان کنید.

 

8-فکر میکنید دوره ی بعدی جایزه ی ادبی فانوس چه زمانی باشه البته اگر درست حدس بزنید در دوره بعد جایزه ای به شما تعلق میگیرد.

 

بعد از تمام شدن دوره اول

شهریور 91

مهر91

آبان91

آذر91

دی91

بهمن91

 

9-نظر خود را درباره داستانک-داستان کوتاه و رمان بفرمایید اینکه فکر میکنید کدام پر مخاطب ترست.

 

 

 

10-نظرتون درباره نام جایزه ادبی ما چیه به نظر شما فانوس چجور حسی رو در شما ایجاد میکنه؟

 

 

11-شما به عنوان یک نویسنده  داستان  وقتی قلم بر کاغذ میگذارید شروع میکنید به داستان نوشتن یا قبل از نوشتن تصمیم به پرداخت سوژه و طرح و آستانه و پایانه و... داستانتان میکنید.

 

 

 

12-و به عنوان سوال آخر نظری-پیشنهادی و انتقادی اگر دارید برای بهتر برگزار شدن دوره بعدی ذکر نمایید.

 

با تشکر جایزه ادبی فانوس((داستان کوتاه))

 

درود وسپاس

خداقوت

 

احسان غدیری هستم 

Image result for احسان غدیری

نویسنده داستان "بر شاخه های حسرت" و ضمن تشکر در اینجا 12 سوال شما را پاسخ می دهم

 

پاسخ سوال اول

  احسان غدیری،متولد شهریورداغ 1360در محله شاهرخ شمالی مشهد در کوچه ای رویایی با دو ردیف کاجهای پر از کلاغ

من از پنجم دبستان با مطالعه کتابهای داستان و رمان موجود در کتابخانه پدرومادرم به ادبیات داستانی علاقمند شدم

ویادم می آید چند بار هم مواخذه شدم که: بچه جان کی به تو گفت رمان دزیره یا زوربای یونانی را از توی قفسه برداری بخوانی؟خانه مان باغچه ای بزرگ داشت که به خلنگزار می مانست.دو درخت گردوی کهنه سال و عظیم هم داشت.یادم

می آید که ظهرهای گرم تابستان دراز می کشیدم روی تخت چوبی زیر درخت گردو ودر سایه مهربان آن کتاب داستانهای شیرین را میخواندم.مثل کارهای ژول ورن یا آذر یزدی و....بعد در کلاس اول راهنمایی توی دفترم چند قصه نوشتم و

با برش زدن عکسهایی از مجله های دانستنیها و یاروزنامه ها وچسباندن عکسها کنار قصه ها ،اینگونه داستان تصویری

خلق می کردم.بعد با قصه ظهر جمعه آشنا شدم و هر ظهر جمعه میخ می شدم پای رادیو تا قصه گوش کنم. حتی چند قصه هم نوشتم و پست کردم برای آن برنامه،هرچند آنها قصه های یک پسر بچه را نمی خواندند ولی چند بار آقای سرشار اسم مرا توی برنامه اعلام کرد.در حال حاضر هم که در چندین جایزه معتبر ادبی برگزیده شده ام و سه رمان نوشتم ولی خب!!داستان کوتاه را عشق است

 

پاسخ سوال دوم

 

فراخوان شما را از طریق یکی از دوستان متوجه شدم.به سایت مراجعه کردم.تبلیغات اینترنتی بد نبود.ولی ناقص بود .مثلا نمی دانم شما کجا هستید  مشهد ،تهران یا....؟بعد دبیرخانه دارید یا نه؟ ولی خداییش با مسماترین اسم را توی جوایز ادبی دارید احسنت به کسی که اسم فانوس را برگزید. واقعا یه دونست

 

پاسخ سوال سوم

 

اطلاع رسانی خوب بود ولی روابط عمومی تان را باید هل داد!! آخر من تا ایمیل نزدم به شما هنوز نمی دانستم برگزیده ام یا نه؟در حالیکه عرف است در یک بازه زمانی معین نام برگزیده ها را به آنها می گویند

 

پاسخ سوال چهارم

 

من مینویسم، این دیگران هستند که باید داوری کنند و رتبه بدهند به اثرم

 

پاسخ سوال پنجم

 

کتاب زیاد می خوانم وکلا با ادبیات داستانی قد کشیده و استخوان ترکانده ام. به نظرم تمام نویسنده ها ابتدا خواننده آثار دیگران بو ده اند.همانطور که هیچ کس تا شاگردی نکند کوزه گر یا طلا ساز نمی شود

 

پاسخ به سوال ششم

 

ببینید!! برای خود من رقابت با دیگران و اینکه در میان چند صد نویسنده جزو رتبه ایها باشم خیلی شیرین و لذت بخش است

زمانی که به من خبر می دهند در فلان جایزه رتبه آورده ای حس مادری را دارم که پسری سالم و تندرست زاییده است

ضمنا در مورد مهم بودن جایزه ،سوالتان سوال بر انگیز است !!!شما کسی را سراغ داریدکه وقتی بهش جایزه می دهند غمگین شده و پوستش کهیر بزند؟ اما از جایزه های ادبی، تندیس را واقعا دوست می دارم

 

پاسخ سوال هفتم

 

راجع به اولین جایزه فانوس باید بگویم هر کس  چراغ این جایزه را روشن کرده فرهیخته ای بوده که مشخص است دغدغه ادبیات وهنر دارد.خداقوتی جانانه به او می گویم و اعلام میکنم شما با خدا معامله کردید.چون در این بلبشوی ناهنجاریها پرداختن به فرهنگ نوعی جهاد است. امیدوارم این فانوس روشن بماند و هیچ بادو طوفانی شعله زیبا و دلنشینش را خاموش نکند

 

پاسخ سوال هشتم

 

بنظرم دوره بعدی فانوس  تابستان 92 و در تیرماه باشد.اگر خدا بخواهد،به سلامتی

 

پاسخ سوال نهم

 

داستانک ، داستان کوتاه و رمان همگی جزیی از پیکره ادبیات داستانی اند و هر کدام بسته به موقعیت انسانهای معاصر  میتوانند تاثیر گذار وتعیین کننده باشند.البته به لحاظ تکنیک نمی شود اینها را با هم قیاس کرد ولی در میان دختران رمان ودر میان پسران داستان کوتاه پر مخاطب ترند.البته این نظر من است

 

پاسخ سوال دهم

 

اسم جایزه ادبی فانوس

اسم با مسما و زیبایی انتخاب کردید و اولین بار که این اسم را شنیدم

خودم را در کافه ای در روستایی دور افتاده با دیوارهایی کاهگلی وبا تیرک های چوبی وسقفی دود زده وفانوسهایی روشن بر طاقچه های آن دیدم.روی نیمکتهای چوبی این کافه می نشینم ودر آرامش چای می نوشم ودر سوسوی نور فانوسها به چهره افرادیکه در کافه هستند خیره می شوم،شاید سوژه  داستان بعدی ام یکی از همین آدمها باشد

 

پاسخ سوال یازدهم

 

من ابتدا به ساکن سفر می کنم،می روم توی جامعه و با هر صنف و قماش آدمی نشست و برخاست و مراودت و رفاقت می کنم.آنگاه تمام آدمها و اشیا پیرامونم می شوند طرح و پیرنگ. می شوند سوژه.من ساعتها با طرح داستانم زندگی  میکنم و با آن کلنجار میروم تازه آن موقع که داستان در ذهنم شکل گرفته خودم را روی کاغذ خالی میکنم.بنظرم کسی که قلم بدست میگیرد و بعد فکر میکند تا داستان خلق کند سفارشی نویس است

 

پاسخ سوال دوازدهم

 

پیشنهاد میکنم از سایه بیایید بیرون ودبیر خانه ای دائمی دایر کنید.برای خودتان کتاب سال داشته باشید و آثار برگزیده را چاپ کنید و در اختیار فروشگاههای معتبر بگذارید.وچه بهتر که یک نشست ادبی به نام فانوس داشته باشید که لااقل بصورت ماهیانه با داستان نویسها دور هم بنشینید و نقد داشته باشید. اگر می خواهید خاص و متفاوت باشید اگر میخواهید دیده شوید ودر یک کلام اگر میخواهید شعله این فانوس خاموش نشود وبا آن ادبیات این مرزو بوم را روشن نگهدارید،به فکر تاسیس انجمن ادبیات فانوس باشید و بنیادی را پایه گذاری کنید که جای خودش را در میان ادبا باز کند وماندگار شود

البته باید پشتوانه مالی داشته باشید

 

در پایان پیشنهاد می دهم تندیس فانوس را طراحی و انرا به عنوان نماد جایزه خود جا بیندازید ودر مجلات وروزنامه ها و نشریات وفضای مجازی آنرا بشناسانید

البته به برگزیده ها و خودم که عشق تندیس هستم هم بدهید

از شما که دغدغه فرهنگ دارید سپاسگذارم-شعله فانوستان همیشه پر نور و هدایتگرباشد.آرزو میکنم

سربلند و پیروز باشید    

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد